تالش شناسی
پایگاهی برای آشنایی با تالش و تالشان
چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386
شاگردِو
شاگردَو
Šāgәrdav
شاگردَو šāgәrdav كه شايي گردَو šāyigәrdav و شاگردَوو šāgәrdavu هم گفته مي شود نام مكاني است كه در اطراف ييلاق اَسبَه ووني asbavuni واقع در جاده اسالم به خلخال قرار دارد. اسالمي ها آن جا را مقدس دانسته و به زيارتش مي روند.اين زيارتگاه كه در بين اهالي منطقه تالش از احترام و اعتبار خاصي دارد هشت كيلومتر از جاده آسفالته اسالم به خلخال فاصله دارد. اين مكان زيارتي حدود سي كيلومتر با شهر و ابتداي مسير اسالم به ييلاقات منطقه فاصله دارد. سالانه هزاران نفر از مناطق مختلف تالش و ديگر مناطق گيلان و كشور به زيارت اين مكان مي روند.زيارتگاه شاگردَوšāgәrdav بر روي تپه اي به همين نام قرار دارد. در مسير اين زيارتگاه بوته هاي نوعي زالزالك وحشي خوشمزه با نام محلي سيياگلَه siyāgәla وجود دارد. تمشك وحشي و توت فرنگي نيز از جمله ميوه هايي ست كه مي توان در فصل تابستان در اطراف زيارتگاه به وفور يافت.(البته استقبال از عرضه ميوه اين گياه به مشترياني خاص در چند سال اخير ـ كه گويا براي تهيه دارو از آن استفاده مي كنند ـ ، نسل اين گياه را ممكن است در معرض خطر نابودي قرار دهد)
وجه تسميه
در مورد وجه تسميه نام شاگردَو šāgәrdav دليل خاصي نشنيده ام.اما گويا از زبان پدرم شنيدم كه مي گفت : شا گردَو يعني شاه همه كه در قله گرد شكلي قرار دارد.( البته به به صورت توضيحي ) نام اين زيارتگاه از دو واژه شا šā كه تالشي شده شاه است و منظور از اين واژه ولي و بزرگ است كه اصطلاحي عرفاني ست. اما گردَو gәrdav به چه معنايي ست دقيقاً نمي دانم اما به احتمال زياد گرد gәr يكي از دو معني همه و گِرد را دارد. ـَ و av هم شايد شكل تغيير يافته آو يعني آب باشد. به هر حال آن چه ذكر شد فقط نظر من است .
از گذشته ها تا حال
مردم منطقه تالش ـ خصوصاً اهالي اسالم و سني مذهب هاي منطقه ـ و بسيـاري از اهـالي گيـلان كـه ايـن زيارتـگاه را مي شناسند احترام خاصي براي آن جا قائل اند.در گذشته ها مردم منطقه در اوقات فراقت بعد از كارهايي كشاورزي و در فصول گرم سال براي زيارت به اين زيارتگاه مي رفتند. امروزه نيز اين سنت قديمي پا برجاست و مردم خصوصاً در فصول گرم سال به زيارت آن جا مي روند. در گذشته ها چوپان ها دام هاي خود را نيز براي زيارت و در واقع دور ماندن از بلايا به آن جا مي بردند و معتقد بودند انجام اين كار سبب افزايش بركت دام ها و دور بودن رمه از بلاياي متعد مي شود. از زبان بسياري از چوپان ها شنيده ام كه وقتي دام ها به محل زيارت گاه مي رسند مانند انسان ها به دور بعضي از درختاني كه در آن جا قرار دارند مي گردند! درگذشته ها مردم اگر نمي توانستند خود را به محل اصلي زيارتگاه كه در بالاي قله قرار دارد و سربالايي نسبتاً تندي دارد ، برسانند؛ سعي مي كردند تا در قسمت هاي پايين قله كه سنگ هاي منحصر به فردي در آن جا وجود دارد ، برسند. چون گويا دروازه ( بَلِت balet ) اي در آن جا وجود داشت كه گويا براي تعيين حريم تعبيه شده بود. سادات منطقه به مردم گفته بودند كه اگر كسي نتواند تا زيارتگاه بالا برود تا همان جا برسد در واقع زائر شده است و تلاشش مقبول است. در ابتداي قله چند سنگ وجود دارد كه به صورت طبيعي تاقچه مانند هايي در آن ها وجود دارد. ظاهر شكل آنها نشان دهنده اين است كه به صورت طبيعي شكل گرفته اند. البته اين شك كه اين سنگ ها آتشفشاني باشند با عنايت به شكل ظاهرشان در ذهن هر انساني ايجاد مي شود. مردم از گذشته ها تا حال وقتي به پاي اين سنگ ها مي رسيدند ، به اميد برآورده شدن حاجات ، در دل نيت مي كردند و سه سنگ به طرف آن تاقچه ها كه در ارتفاع حدود چهار ـ پنج متري قرار دارند مي انداختند. از گذشته ها تا حال كه اين كار انجام مي شود ، اعتقاد مردم بر اين است كه ماندن سنگ بر روي تاقچه اين سنگ ها به معناي برآورده شدن نيت و حاجت است. بسياري سخت بر اين حرف اعتقاد دارند. مردم منطقه و هر زائر ديگري كه براي زيارت به اين زيارتگاه مي رود ، پس از رسيدن به مسجد زيارتگاه معمولاً در مسجد آن جا چند ركعت نماز مي خواند و سپس با نهايت احترام به زيارت قبور و محلي كه بالاي تپه قرار دارد و معتقدند محل اصلي مدفن شخص بزرگوار و اولياي مدفون در قله شا گردَو در آن جا قرار دارد، مي رود.از چند سال پيش تا حال به دور اين نقطه سيم خاردار كشيده اند. در ابتداي ورودي ، دروازه اي تعبيه شده است. در كنار اين دروازه درختاني قرار دارند كه مردم از خاك زير ريشه هاي آن براي تبرك و استفاده درماني بر مي دارند و معتقدند خاك اين زيارتگاه متبرك است و از آن براي درمان بيماري هاي متعدد استفاده مي كنند.در بالاترين نقطه زيارتگاه كه درختان زيادي هم روي سنگ هاي آن روييده هرگز كسي با كفش وارد نمي شود. يعني زائر به هنگام ورود از دروازه بايد كفش هايش را درآورد. براي زيارت آن جا مردم با پاي برهنه ، سعي مي كنند از درختان و سنگ ها و ... آن جا زيارت كنند. با ماليدن دست به درختان و سنگ هاي آن جا كه براي قابل احترام هستند به زيارت مي پردازند.دادن صلوات بر حضرت محمد ( ص) و آل او از جمله زمزمه هاي زائرين به هنگام زيارت است. در اين زيارتگاه معمولاً عده اي از قديم الايام به عنوان متوليان آن جا ديده مي شوند كه در روزهاي پر ازدحام سال و خصوصاً در روزهاي جمعه به آن جا مي روند تا نذورات مردم را بردارند و خرج زندگي خود كنند. اين افراد كه معمولاً عده اي از ملاهاي محلي هستند، معتقدند از قديم الايام اجدادشان متوليان اين زيارتگاه بوده اند و نذورات آن جا متعلق به آن ها است. اين افراد كه تعدادشان چند نفر بيش نيست معمولاً هر كدام در گوشه اي از زيارتگاه و در محل اصلي زيارتگاه مي نشينند و منتظر مي مانند تا كسي از آن درخواست خواندن قرآن براي ارواح اموات خود نمايد و در مقابل مبلغي به آنان بدهد. يا بدون خواندن قرآن مبلغي به آن نذري به آنها بدهند و.... بستن پارچه به شاخه هاي درختان و سيم خاردار اطراف دروازه ورودي از جمله رسم هايي ست كه زائران براي برآورده شدن نيات خود انجام مي دهند. اين زيارتگاه از قديم الايام مورد احترام بوده و هنوز هم مردم زيادي به زيارت آن جا مي روند. در گذشته ها كه وسيله نقليه نبوده ، از همه جاي منطقه با پاي پياده و يا با اسب به زيارت آن جا مي رفتند. تا چند سال پيش نيز كه تعداد وسايل نقليه كم بود ، مردم به صورت گروهي وبا ميني بوس و وانت به زيارت مي رفتند. ولي امروزه اغلب وسايل نقليه شخصي و همان وسايل نقليه قديمي نيز در پاي قله زياد ديده مي شوند. اغلب زائرين پس از زيارت ، در زير درختان كنار و اطراف مسجد آتش روشن كرده و به صرف غذا مي پردازند. براي تهيه آب نيز از چشمه اي كه در داخل جنگل قرار دارد و اهالي مي شناسند استفاده مي كنند. البته در پاي قله و با اندكي فاصله از آن جا هم چشمه كوچكي قرار دارد كه از آن جا نيز استفاده مي كنند. ولي اغلب مردم براي گرفتن وضو از رودخانه اي كه در ميانه راه و از وسط جاده مسير زيارتگاه مي گذرد، استفاده مي كنند. اين زيارتگاه در حوزه سكونت ايل ناو = ناج nāj)) ها قرار دارد. جنگل هاي معروف كله كله kale kale كه گفته مي شود بزرگترين پارك خاورميانه است در نزديكي اين زيارتگاه قرار دارد. گوزن هاي اطراف اين زيارتگاه كه در گذشته ها بسيار زياد بوده و اينك كم تر به چشم مي آيند ، نيز از شهرت خاصي برخوردارند. مردم معتقدند اين گوزن ها متعلق به زيارتگاه هستند و نبايد به سوي آن ها شليك كرد. ولي با اين اوصاف تعداد آن ها از قديم تا حال بسيار كاهش يافته است. در گذشته ها چنين بوده كه زائرين هميشه در مسير به تعدادي گوزن و آهو بر مي خوردند. ولي امروزه اين اتفاق بسيار كم پيش مي آيد. زياد شنيده ام كه افرادي براي كندن خاك اين زيارتگاه به قصد يافتن دفينه رفته اند.؛ ولي همه شان يا قبل از رسيدن به خانه خود مرده اند و يا در كم تريم زمان ممكن چنان شكستي در زندگي خورده اند كه نگو و نپرس! اما هر چه هست مردم احترام ويژه اي براي اين زيارتگاه قائل هستند.
نوشته شده توسط شهرام آزموده
در 7:25 | لینک ثابت
•

