تبليغاتX
تالش شناسی

پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386

من بی طرفم

من بي طرفم!

 

 طبق عادتي كه داشته ام و دارم، تا الآن در هيچ انتخاباتي حضور فيزيكي و جدي خاص نداشته ام و كار خاصي انجام نداده و نمي دهم. چند سال پيش از طرف بخشداري از من براي حضور در سر صندوق جهت گرفتن رأي دعوت شد كه به صورت كتبي عذرخواهي نموده و پس از آن نيز فقط به عنوان يك شهروند در مورد انتخابات از خود حركت نشان داده ام. يعني به حرف ها و حديث ها گوش سپرده ام و به نظرات و ديدگاه هاي كانديداها توجه نموده و نظرات شان را اگر در جايي منتشر شده است ، خوانده ام. و البته اين برداشت هم نشود كه در كنار موضوع انتخابات با بي خيالي گذشته ام! چون بايد به عنوان كسي كه با مطبوعات سروكار دارد، از موضوع مطلع مي شدم و ديدگاه خاص خودم را ارائه مي دادم.

تنها دوره اي كه فعاليت من در انتخابات حضور جدي اما با شيوه اي خاص گرفت ، انتخابات شوراهاي شهر و روستا در سال قبل بود كه با انتشار ويژه نامه اي سعي نمودم تا ديدگاه هاي كانديداها را مطرح نمايم. نكته جالب توجه اين كه در آن زمان نيز با بي طرفي تمام كارم را انجام دادم. دليل اين ادعاي من هم اين است كه يكي از دامادهايم در شهر اسالم كانديداي شوراي شهر بود، اما چون او سفارش كار تبليغاتي را به من نداده بود، در ويژه نامه انتخاباتي خود نامي هم از او نبردم. گرچه او در انتخابات شوراي شهر اسالم برنده شد و الان عضوشوراي شهر اسالم است ، ولي اين كار من تعجب مردم و اعتراض برخي از اعضاي خانواده و بستگان را به همراه داشت. كه عنوان نمودم من در ويژه نامه و نشريه ام با هيچ كس فاميل نيستم.

در اين دوره از انتخابات مجلس نيز كه از چند ماه پيش تصميم به چاپ ويژه نامه گرفتم ، نهايت تلاش خود را بر بي طرف ماندن و بي طرف نگه داشتن خود گذاشتم. از همه افرادي كه شنيده بودم  قصد كانديدا شدن دارند با نامه اي دعوت به مصاحبه نمودم. مبلغي را نيز براي صفحات  سياه و سفيد و رنگي به عنوان قيمت و هزينه انجام كار نوشتم. تا بتوانم هزينه هاي جاري نشريه را از كانديداها بگيرم. در اين دوره نيز سعي و اهتمام من بر اين بوده كه بي طرف باشم و چنين هم كردم. فرصتي برابر براي همه كانديداها ايجاد كردم. در اولين ويژه نامه با اين كه از بيش از 15 نفر دعوت كرده بودم ، شش نفر تن به گفتگو و انتشار صحبت هاي خود دادند. هر كس با ديدگاهي به آن نگاه مي كرد و نقدي بر آن مي نمود. اكثر مردم به بي طرف بودن من و مجله تالش اعتراف كرده و براي اين كارم من را تحسين مي كردند. خيلي ها زيبايي كار را در بيطرف بودن نشريه و من عنوان نمودند. اما از طرفي مخالفاني هم براي اين كار وجود داشت كه نظرات خاص خود را داشتند. يكي مي گفت: چون فرصت را در اختيار محمدياري گذاشته اي پس طرفدار او هستي!! يكي مي گفت: چون براي عرفاني عكس هاي زيادي زدي پس طرفدار او هستي !! يكي مي گفت چون براي مجيد نيكخو عكس را تكرار كرده اي پس طرفدار او هستي!! يكي مي گفت ... و مـن هم با هزار دليل و قسـم و قرار به زور توجيـه مي كردم كه در يادداشت خود نوشته ام كه علت اين كارها چه بوده است. توضيح مي دادم كه تعداد عكس ها و صفحات بر اساس نظر كانديداها بوده است ، نه نظر من!!

شماره دوم ويژه نامه كه كار شد، دوباره عده اي ديگر تحليل هاي ديگري را آغاز كردند!! برخي ها گفتند چون عكس حسن زاده را با اسلام دوست در يك جا زده اي ، يعني طرفدار او هستي!!  عده اي مي گفتند: چون عكس رنگي براي حسن زاده در دو صفحه آخر كار كرده اي ، پس طرفدار او هستي!! عده اي مي گفتند ، چون اسلام دوست رد صلاحيت شده و عكس حسن زاده را در كنار او زده اي به معناي حمايت او از حسن زاده است و اين كار را تو باعث شده اي!! يعني از حسن زاده حمايت مي كني!! ي كي از كانديداها به من زنگ زد و گفت : چون تو عكس حسن زاده  را  در كنار اسلام دوست كار كرده اي و اسلام دوست نيامده ، سبب شده اي كه يك كُرد از تالش به مجلس راه پيدا كند!! او انتشار ويژه نامه دوم را انفجار يك بمب توسط من بيان مي كرد كه با اين كا ر خود به تالش خيانت كرده ام! چون با اين كار خود به رفتن يك كُرد به مجلس به عنوان نماينده تالش كمك كرده ام و اين يعني طرفداري از حسن زاده توسط من!! در عوض برخي از طرفداران حسن زاده نيز با خواندن مطلب « شليك به دموكراسي » كه عنوان مي كردند نماينده روبروي محمدياري، او بوده است. حتي يكي از آن ها  با عنوان كردن اين كه با انتشار اين مطلب به شكست حسن زاده كمك كرده اي!! از من دلخور بود!! در مقابل نظر همين عده،  افرادي نيز آن را موفقيت براي حسن زاده به عنوان يك فرد قوي در مقابل محمدياري به عنوان يك فرد ضعيف برداشت مي كردند و نتيجه مي گرفتند كه من با اين كار خود به حسن زاده كمك كرده ام!!  يك نفر به من زد و گفت: نبايد با حسن زاده كه يك كُرد است مصاحبه مي كردي!! و .... همه اين ها هم در عرض كمتر از شش  ساعت اتفاق افتاده است. يعني از ساعت6 عصر تا قبل از 12 شي روز چهارشنبه 15/12/86 كه شماره دوم ويژه نامه منتشر شد.

ولي به خداي احد و واحد سوگند كه من شهرام آزموده از هيچ كانديدايي طرفداري نمي كنم. گفتگو ها با كانديداها نه تنها به معناي حمايت من از كانديداها نيست، بلكه من به هر اندازه كه از كانديداها سفارش و هزينه دريافت كرده ام، براي شان كار انجام داده ام. چه حسن زاده رنگي كار كرده و چه ديگران كه سياه وسفيد سفارش داده اند. به همه شان هم اعلام كرده بودم كه مي توانند سياه و سفيد و رنگي مطلب بدهند. حسن زاده پول بيشتري خرج كرد و عكس رنگي درخواست نمود و من هم  چون بي طرف بودم و فرصت برابر را براي همه قائل شده بودم، اين كار را براي او انجام دادم. اگر ديگر عزيزان هم از من درخواست متن رنگي مي كردند، براي شان انجام مي دادم. چه اين كه به همه با نامه خود اعلام كرده بودم كه آماده انتشار متن و عكس رنگي براي شان هستم.  از طرفي علت دو نفري بودن ويژه نامه دوم هم اين بود كه فقط همان دو نفر به دعوت ما كه به برخي ها شفاهي هم اعلام كرديم و در صفحه 8 ويژه نامه اول از همه به صورت رسمي دعوت به عمل آورده بوديم ، پاسخ مثبت دادند. وگرنه من كاري به حسن زاده و نيكخو و اسلام دوست و محمدياري و ديگران ندارم. و همه براي من محترم اند. به همه با يك ديدگاه نگاه مي كنم. و خلاصه اين كه :  به خدا بي طرفم . و هر كس هم كه ادعا كند و بگويد من از او حمايت مي كنم ، كاملاً دروغ گفته است. من از هيــچ كـس حمايت نكـرده و نمي كنم.

و اگر هم بشنوم كسي چنين ادعايي كرده است و براي من چنين حرفي مُحرَز شود  كه كسي قصد سوء استفاده تبليغاتي از نام من و نشريه تالش دارد ، با او همان رفتار را خواهم كرد كه با ساسان شكري به خاطر چاپ بي اجازه مطلبم در ويژه نامه انتخاباتي خود ـ كه شائبه حمايت من از او را در ذهن شهروندان ايجاد نمود ـ كرده ام. يعني با انتشار بيانيه اي ، به قول تني چند از طرفدارانش، همه زحمات شان را بر باد داده ام!!!

 

 

نوشته شده توسط شهرام آزموده در 1:37 |  لینک ثابت   •