تبليغاتX
تالش شناسی

سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386

تازِه سالرون مبارک

تازَه سالرون مبارك

Tāza sālərun məbārak

 

تازَه سالtāzasāl  كه همان « سال نو» به زبان تالشي است، در فرهنگ تالشان از ارج و احترام ويژه اي برخوردار است. تالشان با فرهنگ از قديم الايام تا حال به احترام آمدن سال نو كارها و اقداماتي مي كنند كه گاه در نوع خود بي نظير اگر نباشند ، كم نظيرند.آغاز سال نو در فرهنگ تالشان با آغاز اسفند ما كه در بين تالشان داراي چند نام و از جمله نَوروزَه ما navruzama (ماه نوروز) مي باشد، شروع مي شود. با آمدن اسفند ماه اندك اندك در كوي و برزن تالش گل هاي بنفشه و پامچال مي رويند و باغ و بوستان را با بوي عطرآگين خود خوشبو و با رنگ و زيبايي هاي خود زيباتر مي كنند. دختركان زيباروي تالش دسته دسته براي چيدن پامچال و بنفشه( پَمچال و ميشيندي) به جوكناران و دشت و جنگل مي روند. زنان تالش بوته هاي پامچال را بوته بوته در گوشه حياط و باغ خود مي كارند تا با آغاز بهار شكوفا شده و به زندگي و نوروزشان رنگ و رويي ديگر بدهد. همچنين اگر بوته هاي كاشته شده از سال هاي قبل نياز به تيمار داشته باشند ، با دست نوازشگر زنان و دختركان تالشي مورد مهر و محبت قرار مي گيرند و به پاس اين همه مهرباني زنان تالشي مي كوشند به تعداد گل هاي بنفشه و پامچال حياط خانه خود بيفزايند. زنان تالش اندك اندك به فكر خانه تكاني مي افتند. در گذشته ها زنان تالش با چل čəl( گِل آبكي شده) و كلَشَه گِز )kəlašagezəجاروي كُلَشي)  به دادن رنگ و ور به ديوارهاي داخل و بيروني خانه مي پرداختند و با گيليgili (گلي كه به صورت خمير درآورده شده است) به آلوَه ālva (ماله كشي) كف اتاق هاي مي پرداختند. روزهاي ماه اسفند روزهاي پر كاري براي زنان تالش بوده و هست. علت اين امر نيز اشتغال مردان در گذشته ها به دامداري و كشاورزي و امروزه امور و كارهاي متعدد از جمله كشاورزي و دامداري و كارهاي اداري و خدماتي و... بوده و مي باشد. لذا زنان تالش كه در هميشه تاريخ دوش به دوش مردان تالش به شكل گيري و پيشرفت فرهنگ و تمدن تالش پرداخته اند، در اين برهه زماني نيز همه مسئوليت ها را به دوش مي كشند. اما مردان نيز بيكار ننشسته ، ضمن آماده كردن آن چه كه زنان شان از آن ها براي مراسم عيد درخواست نموده اند، شب ها به صورت گروه هاي چند نفره به حياط خانه ها رفته و به خواندن نَوروزنامَه navruznāma ( نوروز نامه) مي پرداختند. شنيدن نوروز نامه هاي تالشي و فارسي از زبان اين مردان تالشي كه با صداهاي دلنشين خود زيبايي متن اشعار را دو چندان مي كردند، سبب مي شد كه زن و مرد صاحب خانه ضمن سپاسگزاري زباني و شفاهي، به دادن هدايايي مثل پول و تخم مرغ و برنج و... به آنان مي كردند. در گذشته ها تالشان از آغاز اسفند منتظر آمدن پيام آوران بهار بودند. كودكان تالش بيشترين مشتريان و دوستداران اين پيك هاي مهرباني و خوشي بودند. تلاش هاي زنان و مردان تالش كه از اول اسفند آغاز شده بود، تا شب چهارشنبه سوري كه در تالشي  « كولو كولو چارشَمبَه» kulukulučāršamba   ناميده مي شود، بخشي از امور به پايان مي رسيد. يعني سبزه ها براي سفره هفت سين سبز شده بودند ، خانه تكاني ها تمام شده و لباس هاي نو بافته و دوخته و خريداري شده بودند. در شب چهارشنبه سوري بچه ها تك به تك يا دسته به دسته به خانه هاي همسايه ها رفته و دستمال مي انداختند كه بدان دَسمال دَهشتِه dasmāldahašte  مي گفتند. با انداختن هر دستمال به داخل خانه اي صاحب خانه خود را موظف مي دانست ، آن را با آجيل و نُقل و پول و ميوه و دونِهdune ( حبوبات برشته شده ) تا حدودي پر نمايد و به صاحب دستمال تحويل دهد. بچه ها نيز خرسند از به دست آوردن هدايا به خانه هاي خود مي رفتند و فرداي آن روز با خاطرات شب گذشته شان رنگ و رويي ديگر مي گرفت. از شب چهارشنبه سوري تا نوروز نيز به كارهاي عقب افتاده مربوط به استقبال از نوروز مي گذشت. پختن و آماده كردن انواع حلواهاي محلي كه تالش ها به آن ها شيرنيširni مي گويند(مثل عَسَلَه شيرني(شيريني عسلي) asalaširni  و دشـاشيـرني (شـيريني دوشـابي )   dəšāširni ايسبي يَه شيرني (شيريني سفيدəisbiyaširni  و... )  و تاستَرَه tāstara و اصلاح موهاي سر و صورت و انجام خريد هاي عقب افتاده و... كارهايي بودند كه در اين روزها انجام مي شد. شليك چند تير هوايي توسط مردان تالش نشان از آغاز سال نو داشت. با آغاز سال نو و آمدن نوروز (نَوروزnavruz) زندگي رنگي تازه مي گرفت. همه به ديدار هم مي رفتند. كوچك تر ها به خدمت بزرگترها مي رفتند. بزرگترها به كوچك تر ها عيدي مي دادند. روبوسي ها با صميميت و مهرباني همراه مي شد. ديدارها از روي ارادت و صميميت بود و هدف از انجام اين ديدارها نيز زياد كردن الفت و مهرباني بود. دوستي ها پررنگ تر مي شدند. دارندگان، بدهي هاي بدهكاران را ضمانت و تقبل و پرداخت مي كردند. طلبكاران با تقاضاي ريش سفيدان همه يا بخشي از بدهي هاي بدهكاران را به آنان مي بخشيدند. قهرها به آشتي مبدل مي شد. مهرباني ها روز به روز افزون تر از پيش مي شد. ديد و بازديدهاي نوروزي هر روز با شكل گيري جمعي از اهالي و با رفتن به خانه هاي همسايگان تا پايان روز و آغاز شب و گاه تا پاسي از شب ادامه مي يافت. اين ديدار ها تا سيزدهم فروردين ادامه مي يافت و هر روز بهتر از ديروز مي شـد. در روز سـيزده فـرورديـن كه سـالـي سينزَه sālisinza ناميده مي شد ، همه از خانه ها خارج شده و به سينزَگا sinzagā ( محل بدر كردن سيزده) مي رفتند. سيزدهم فروردين ماه با پلاپَرچينَه مزا pəlāparčina məzā  ( بازي پلو پزي ) دختركان و پسركان كودك و نوجـوان زيباتر و ديدني تر مي شد. دختركان و پسركـان هم سن و سال شان كه معمولاً نوجواناني ده ـ دوازده ساله بودند، در گوشه اي از باغ يا جنگل با كنار هم چيدن سنگ ها به صورت حصار خانه هايي مي ساختند و پدر و مادر بودن و آشپزي و كار و زندگي بزرگسالان را براي يك روز تمرين و تجربه مي كردند. خريد از بازار موقت تشكيل شده در سينزَگا، يكي از خاطرات همه كودكان تالش بود. در آن روز بزرگترها مانند عيدي و به عنوان خرج سيزده بدر، پولي هم به كوچكتر ها مي دادند، كه شادي كودكان را مي افزود. شادماني ها تا آخـرين لحظـات سـيزدهـم فرورديـن ادامـه مي يافت  و فرداي آن روز با انرژي بيشتر و جديدتر و خاطراتي پر از شادي آغاز مي شد و زندگي در آن سال رنگ و رويي نو داشت و تا پايان سال زندگي بدون تكرار ادامه مي يافت....

اما امروزه از آن شادي ها و خوشحالي ها و خاطرات كم تر ديده مي شود. از آلوَه كردِهālvakarde  ها  و  ويشوشته višušte  ها  و  دونو dunu( ماله مخصوص ماله كشي گِل در كف اتاق ها ) به خاطر عوض شدن شرايط زندگي خبري نيست. زندگي امروزي تر شده است. از تعداد نَوروزنامَه خون navruznamaxun  ها به شدت كاسته شده و اين وظيفه را كودكان و نوجوانان به جاي بزرگترها به عهده گرفته اند. دستمال ها ديگر بسيار كم تر به خانه ها انداخته مي شوند. آن هم فقط و فقط در خانه نزديك ترين بستگان و صرفاً به صورت نمادين. دونهِ dune ها  خود را با قوت و قدرتي فوق العاده  تا به امروز و زندگي امروزي ها رسانده اند. كولو كولو چارشَمبه ها كم رنگ تر برگزار مي شوند. خريدها با سختي و كم تر از گذشته انجام مي شوند. ديدار ها كم تر انجام مي شوند. زندگي تا حدودي از مهرباني ها تهي شده است و رنگ و رويي سيماني و آهني و امروزي و خشن و خشك به خود گرفته اند. ديگر صداي شليك چند تير هوايي نشان از آمدن سال نو نيست و همه پاي تلويزيون مي نشينند تا سال، نو شود. تبريك گفتن ها تلفني و پيامكي(sms) شده اند. طلبكاران ديگر بدهي ها را به بدهكاران نمي بخشند. كسي به فكر آشتي دادنِ قهر كرده ها از همديگر نيست. مقدار شيرني ها و تاستَرَه ها به اندازه قديم نيست و اصلاً در برخي خانه در روزهاي نوروزي رخت بر مي بندند. سبزه ها همچنان سبز مي شوند و بر سفره هاي هفت سين( كه گاه تعداد سين هاي شان كمتر از هفت تا است ) مي نشينند و زيباترشان مي كنند. و...

نوروز ديروز تا نوروز امروز، تفاوت ها دارد. اما خواهش من از همه عزيزان اين است كه با هم بكوشيم تا نگذاريم فاصله ها بيشتر از اين شود. تلاش كنيم پيوند ها را بيشتر كنيم. مهرباني ها را بيفزاييم. دوستي ها را بيشتر كنيم. به فكر همنوعان خود باشيم. نوروز را با اصالت ها و همه حواشي اش برگزار كنيم. كه هر آن چه مربوط به نوروز است ، نتيجه اش افزايش مهرباني هاست. زياد شدن دوستي هاست. بياييد نوروز را گرم تر از سال هاي پيش به هم تبريك بگوييم. پس: تازَه سالرون مبارَك. هَزار گلَه عيدون بيوينَه.  [tāza sālərun məbārak. Hazār gəla eidun bivina   سال نو شما مبارك . هزار تا عيد را ببينيد]

 

برگرفته از ماهنامه بين المللي تالش ـ شماره 34 ـ اسفند 86 و فروردين 87 ـ صفحه4 ( ياد داشت هاي سردبير) ««  شهرام آزموده»»

 

 

نوشته شده توسط شهرام آزموده در 22:50 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386

جایزه استاد شفیقی

 ماهنامه تالش برگزار می کند:

 

جایزه ادبی استاد شفیقی

 

 


ماهنامه تالش در نظر دارد با همكاري فرزندان استاد فقيد هارون شفيقي و به منظور قدرداني از تلاش هاي پژوهشگران و شاعران ارجمند تالش جوايزي را به صورت سالانه به  برگزيدگان رشته هاي مختلف ادبي اهدا نمايد. اين جوايز كه به صورت نقدي و غير نقدي خواهد بود به اشعار فارسي و تالشي شاعران و مقالات مربوط به بحث تالش شناسي داده مي شود. شرايط حضور در اين مسابقه كه جايزه اولين دوره آن همزمان با سالروز درگذشت استاد شفيقي در يازدهم تيرماه 1387 به برندگان اهدا مي شود ، به شرح زير است.

1ـ اشعار فارسي و تالشي شاعران و مقالات (از پذيرش آثار ترجمه شده معذوريم)  از اول فروردين1386 تا پايان فروردين1387 در يكي از مطبوعات كشور و يا دريكي از  كتب منتشر شده در زمان ذكر شده به چاپ رسيده باشد. ارسال يك نسخه از نشريه يا كتابي كه شعر يا مقاله در آن چاپ شده  يا كپي روي جلد و صفحه شناسنامه و صفحاتي كه اثر در آن به چاپ رسيده الزامي ست.

2ـ حداكثر زمان دريافت آثار ارسالي تا 15/2/1387 مي باشد. به آثـاري كه پس از آن تاريـخ دريافت شـوند، تـرتيب اثـر داده نمي شود.

3 ـ جوايز طي مراسمي در روز 11/4/87 به برندگان اهدا خواهد شد.

4 ـ برندگان در سه بخش جوايز خود را دريافت خواهند كرد. بخش اول شعرهاي تالشي، بخش دوم شعرهاي فارسي و بخش سوم مقالات. در هر بخش به سه نفر جايزه داده مي شود.

5 ـ شعرهاي تالشي  را با ترجمه فارسي و آوانويسي شده ارسال نماييد.

6 ـ نشاني دقيق پستي ، نشاني محل سكونت و شماره تماس تان را حتماً بنويسيد.

7 ـ هر نفر حداكثر دو اثر مي تواند ارسال نمايد. در صورت دريافت بيش از دو اثر از ميان آثار ارسالي، دو اثر به صورت اتفاقي انتخاب و بررسي خواهند شد.

8ـ در صورت امكان يك قطعه عكس پرسنلي همراه آثار خود ارسال نماييد.

9ـ هيچ  محدوديت سني وجود ندارد. 

10 ـ اطلاعات ديگر متعاقباً در شماره هاي بعدي نشريه تالش و يا در پايگاه هاي اينترنتي زير به اطلاع خواهد رسيد.

www.taleshshenasi.blogfa.com

www.talesh.info

www.mahnametalesh.blogfa.com

www.shafighi.com

آثار رسيده پس از ارزيابي توسط هيئت داوران و انتخاب سه اثر برگزيده در هر بخش، براي دريافت جايزه در روز 11/4/87 معرفي مي شـوند. بـراي كسـب اطلاعات بيشتـر مي توانيد با شماره 09113851185 (سردبير ماهنامه تالش ) تماس بگيريد

نوشته شده توسط شهرام آزموده در 9:31 |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386

شماره های جدید ماهنامه تالش

ماهنامه تالش شماره ۳۴ منتشر شد. در این شماره که آخرین شماره سال ۸۶ است مطالب متنوعی خواهید خواهند.

ضمنا ماهنامه تالش در طول هفته آی که تبلیغات انتخاباتی کاندیداها بود سه ویژه نامه انتخاباتی دیگر منتشر کرد. می توانید از مطبوعاتی ها تهیه کنید.

نوشته شده توسط شهرام آزموده در 9:21 |  لینک ثابت   •