تبليغاتX
تالش شناسی

جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387

گاز در چاه آب

خروج گاز از چاه آب در جوکندان تالش

چند روز قبل (11/2/87) یکی از تالشان ساکن دهستان جوکندان با هدف مبارزه با خشکسالی پیش رو و به منظور رسیدن به آب، در گوشه ای از زمین مزروعی خود ، اقدام به کندن چاه می کند. او در حین کار با دستگاه چاه کنی ناگهان متوجه بوی گاز می شود. او که از استشمام بوی گاز از چاه آب خود که آب آن نیز در حال فوران کردن بود ، متعجب می شود ، تصمیم می گیرد با زدن کبریت، محل فوران گاز را کشف کند، لذا کبریت روشن را به چاه آب خود نزدیک می کند و ناگهان متوجه می شود که آب چاه آتش می گیرد. فوران آب و گاز و آتش گرفتن گاز در حال خروج از چاه سبب می شود که او متعجب شود. این خبر صبح روز پنجشنبه 12/2/87 را از زبان یکی ـ دو نفر از نمایندگان ماهنامه تالش در شهر هشتبر شنیدم. ابتدا خیلی جدی نگرفتم ؛ چون خبرها خیلی دقیق نبود و بیشتر به شوخی شبیه بود تا یک خبر جدی. اما عصر همان روز تلویزیون گیلان خبر و تصویر آن را پخش کرد. شب هنگام در ساعت 30/20 شبکه دو خبر آن را پخش کرد و بالاخره این که در چند سری از اخبار روز و شب پنجشنبه خبر آن از تلویزیون گیلان و کشور پخش شد. تصاویر صحنه زیبایی را نشان می داد. تجمع مردمی که در حال تماشای فواره شعله وری بودند و ... گفته شد ارتفاع آب و آتش تا چندین متر هم می رسید.

عصر امروز (جمعه 13/2/87) یکی از اهالی تالش طی تماسی تلفنی با من اعلام نمودند که:« صبح جمعه برای دیدن چاه مذکور به جوکندان رفتم. همزمان با حضورم در آن جا، یک کارشناس نیز از تبریز به آن جا آمده بود. ضمن گفتگو با کارشناس مذکور از زبان وی شنیدم که به موازات این چاه و در قسمت های پایین تر از چاه مذکور (به طرف دریا) نیز گاز وجود دارد.کارشناس مذکور چاه دیگری را نیز که در قسمت های پایین تر از چاه مذکور قرار دارد، با دستگاه تست نموده بود.» بنا به گفته او کارشناس مذکور درباره مقدار فشارگاز موجود در منطقه گفته که فشار آن ده هزار ppm می باشد ـ که گفته می شود فشار مناسبی ست ـ .کارشناس فوق همچنین اظهار داشته اند که مقدار گاز آن قدر نیست که دولت در آن جا تأسیساتی را به منظور بهره برداری ایجاد نماید، ولی با رعایت اصول استاندارد، نزدیکان چاه مذکور می توانند از آن بهره برداری نمایند. گویا قرار است کارشناسانی از تهران برای بررسی بیشتر به تالش بیایند. تا کنون خبری مبنی بر تعیین نوع گاز چاه مذکور به من نرسیده است.

با عنایت به این که تالش در قسمت های جنوبی دریای کاسپین قرار دارد ، احتمال این که بتوان مخازن گاز و نفت بزرگی را در این ناحیه کشف و بهره برداری کرد، زیاد است. که البته امیدواریم دولت ایران بتواند این کار را انجام دهد.

نکته دیگر این که به خاطر حضور مردم و گل آلود بودن محل خروج گاز مقداری گل و لای درون سوراخ چاه مذکور ریخته شده که سبب شده از مقدار خروجی گاز کاسته شود. به نظر می رسد مسئولین منطقه به منظور حفظ امنیت  بازدید کنندگان فکری بکنند و با سیم کشی دور چاه از نزدیک شدن افراد به لبه چاه ممانعت نمایند و به حفظ حریم آن بپردازند.

نوشته شده توسط شهرام آزموده در 23:38 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

مطالبی درباره برنج کاری

بخشی از فرهنگ عامّه تالشان درباره برنج

تالشان اگر چه با استناد به نوشته های تاریخی، اصالتاً دامدار بوده اند، اما با عنایت به این که از صدها سال پیش تا حال به کشت برنج در جلگه نیز مشغول شده اند، در فرهنگ شان باورها ، مثل ها ، چیستان ها و ... زیادی در زمینه کشاورزی و برنج کاری وجود دارد که گاه منحصر به فرد هستند و گاه با اقوام دیگر مشترک اند. با عنایت به این که فصل کشت برنج نزدیک است ، در این نوشته به نمونه هایی می پردازیم.

 باور ها

* برنج گفته است : خدایا سرم را در آتش قرار می دهی، بده؛ ولی پایم را در آب قرار بده.(یعنی آب را از زیر پای من کم نکن) ـ چند سال پیش از یک برنامه رادیویی هم شنیدم که عین همین باور در بین چینی ها هم وجود دارد.

* موقع شروع کار خزانه گیری و دیگر کارهای مربوط به آن بهتر است یک نفر که پایش به اصطلاح سبک است ، برای بهتر شدن و پیشرفت سریع و رشد سریع گیاه به اصطلاح پا بیاورد. یعنی از بیرون بیاید و وارد محوطه کار شود. می گویند اگر کسی که پایش سبک نیست پا بیاورد نه تنها که کار دیر تر پیش می رود ، بلکه نتیجه کشت و کار نیز بهتر نخواهد بود. ( از نظر زنان تالش کسی که در روز متولد شده است پایش سبک و کسی که در شب متولد شده باشد،پایش سنگین است). معمولاً برای آغاز هر کاری زنان تالش به این موضوع توجه خاص می کنند.

* در موقع خزانه گیری برنج باید در وسط کَرت ( که به زبان تالشی لِکَه leka گفته می شود) مقداری از شکوفه درختان و گذاشت و در گوشه آن یک آینه قرار داد. منظور از گذاشتن آینه به احتمال زیاد نوعی دعا کردن برای دو برابر شدن محصول از آن مقداری که خدا مقدر نموده است. منظور از شکوفه درختان نیز به احتمال زیاد نوعی دعا کردن برای  سرسبز شدن و بهردهی بهتر گیاه برنج در سال زراعی جدید بود.

* برای خوردن برنج تازه (تازَه برز= tāza bƏrz ) معمولاً پیش از خوردن اولین قاشق برنج (پلا=pƏlā) مقداری عسل یا شکر توسط فرزند پسربزرگ خانواده خورده می شود.وسپس برنج خورده می شود. یا  او اولین قاشق برنج را با عسل و شکر می خورد و بعد بقیه افراد به صرف غذا می پردازند.

 ضرب المثل ها

 

1ـ دَدَ کایَر اکَری ، زواَ درا اَدزدی.

Dada kāryar akari, zuwa dƏrā adƏzdi

پدر کاریَر( انجام دهندگان کار به صورت تعاونی) جمع می کرد ، پسر داس های آن ها را می دزدید( تا کار عقب بیفتد)

2 ـ برز بَه بجار نِداری ، انگر بَه دار نِداری.

bƏrz ba bƏjār nedāri ,angƏr ba dār nedāri.

برنج به مزرعه نداری و انگور به درخت.

در مورد آدم های بی خیال در مورد موضوعی گویند.

 چند اصطلاح مربوط به کشت برنج

 

اَشکل aškƏl  = شخم اول مزرعه ـ ریشه و ساقه برنج که پس از درو در مزرعه باقی می ماند(اَکلَه وز aškƏlavaz هم گفته می شود)

پِروم perum  = شخم دوم مزرعه

پیشکاول   piškāvƏl= شخم سوم که در واقع به منظور صاف و هموار و نرم و آماده کردن مزرعه برای انجام نشا انجام می شود.

دوریِه durye= درو کردن

درا dƏrā = داسی که برای دروی برنج استفاده می شود.

دَرز darz = مقداری از خوشه های درو شده که به اندازه قابل حمل بسته می شود.

امیدوارم ادامه این مبحث توسط دوستان دیگر در بخش نظرات همین وبلاگ یا در وبلاگ های دیگر به اطلاع مردم برسد.

نوشته شده توسط شهرام آزموده در 0:6 |  لینک ثابت   •