تبليغاتX
تالش شناسی

سه شنبه چهاردهم خرداد 1387

تخریب خانه های ییلاقی تالشان

تخریب خانه های تالشان در ییلاقات؛ مبارزه با فرهنگ بومی تالش هاست

نگاهی به گذشته های تاریخی تالشان نشان از آن دارد که اجداد تالشان کسانی بوده اند که در مناطق ییلاقی ساکن بوده اند. این را حتی می توان از وجود آثار و محوطه های تاریخی و باستانی و آبادی های قدیمی موجود در مناطق کوهستانی تالش هم متوجه شد. با نگاهی گذرا به آبادی های قدیمی تالش در مناطق کوهستانی چون مَریان maryān ، نواَدیnuwadi (که امروزه به آق اِولَر مشهور شده)، وَسکَه vaska و ... می توان متوجه شد که شهرها و روستاهای تالش باستان در ییلاقات آن سرزمین بوده است. و... اما اینک که سالیان سال از این زندگی تالشان در ییلاقات تالش می گذرد، قوانین دست و پا گیری که با نظر و دیدگاه مرکز نشینان و کسانی که هیچ نوع آشنایی با فرهنگ و تاریخ و تمدن ما تالش ها نداشته اند و ندارند، به تصویب رسیده اند و در حال اجرا می باشند که وجود این قوانین در حال وارد کردن ضربات سنگینی بر پیکر فرهنگ تالشان است. چرا که با اجرای چنین قوانینی عملاً سنت زندگی تالشان در ییلاقات منطقه کم کم رنگ و رو می بازد و بالاجبار تالشان پس از چند دهه مجبور خواهند شد مانند همسایه های گیلک خود از رفتن به مناطق کوهستانی پرهیز کنند. و یقیناً نرفتن تالش ها به ییلاقات هم به نوعی حذف بخشی از فرهنگ و خاطرات تاریخی شان است و این اصلاً به نفع تالشان نیست. از این ها گذشته امروزه دنیا به طرفی می رود که می کوشند به هر بهانه ای گردشگران را به سویی که متفاوت از دیگر جایهاست بکشانند. تالش نیز از این نظر که زندگی تالشان در کوهستان های منطقه متفاوت از زندگی دیگر اقوام در مناطق کوهستانی ست ، می تواند به عنوان مرکزی برای جلب گردشگران داخلی و خارجی باشد. وجود زیبایی هایی های طبیعی منحصر به فرد، فرهنگ چوپانان منطقه، سبک خاص و منحصر به فرد معماری در مناطق ییلاقی تالش و... همه و همه می توانند از عوامل خاص جلب گردشگر در این مناطق باشند. در حالی که خیلی ها نه تنها به این موضوعات توجه ندارند ، بلکه می کوشند به هر طریق ممکن با آن مبارزه کنند.... سالهاست ست که تالشان غیر دامدار بنا به سنت قدیمی و آباء و اجدادی شان اقدام به ساخت و ساز در ییلاقات منطقه می کنند. اما چند سالی ست که برخی ادارات بلای جان مردم شده اند و به جای این که مرهمی برای درد مردم باشند نمک بر زخم این مردم می پاشند. اداره منابع طبیعی یکی از آن هاست. اگر چه آن ها وظیفه شان مبارزه با تخلفات مربوط به حوزه کاری شان است ، اما به قول ما تالش ها «آوی بَردَه بَه دوم ،پتی کان دَچکستَهāvi barda bad um ,pƏti kān dačƏkƏst » یعنی بعد از بردن همه چیز توسط آب، آن ها به کف روی آب چسبیده اند! چرا که جنگل های منطقه نابود شده اند و آقایان کاری نکرده اند، ولی اینک که شخصی برای گریز از گرمای تابستان و برای رهایی از خستگی های حاصل از زندگی شهری و ماشینی به کوه های منطقه پناه می برد و در آن جا خانه ای می سازد، تا چند روز و یا حداکثر یکی دو ماه از سال را با خانواده خود در آن جا بگذراند ، آقایان از راه می رسند و با پتک و تبر و اره موتوری و بولدوزر و ... اقدام به تخریب خانه های مردم می کنند. کاری که فقط دنیا نمونه اش را در فلسطین شاهد است!! البته در آن جا دشمن با مسلمان های فلسطینی می کنند و این جا هموطنان با مسلمان های ایرانی و در واقع ایرانی ها با ایرانی ها می کنند!!! نمونه این کار را بارها شاهد بوده ایم. اما جدید ترینش را همین یکشنبه 12/3/87 شاهد شدیم که آقایان با حمله به خانه های مردم در ییلاقات اسالم( همچون چارَسوčārasu و مَتَشmataš و پیری خونی piri xuni ) چندین باب خانه و باغ و ... را تخریب کرده و میلیون ها تومان به مردم زیان وارد کرده اند. نمی دانم نام این کار را چه باید گذاشت؟ آیا این است روش حفاظت از عرصه های طبیعی؟ آیا فردی که خانه اش ویران شده و میلیون ها تومان خسارت دیده با طبیعت اطرافش همان رفتار را نخواهد کرد؟ و اگر بخواهد با ضربه زدن به عرصه های طبیعی خسارت خود را جبران کند ، چه کسی زیان خواهد دید؟ صاحب خانه یا اداره منابع طبیعی یا طبیعت؟ طبیعی ست که طبیعت بی زبان و بی دفاع زیان خواهد دید. و این نتیجه چه کاری ست جز کاری که مأموران انجام داده اند؟! و... پس باید فکری کرد. راهی را یافت. چاره ای اندیشید. شکی هم نیست که با ساختن مردم و تخریب کردن مأموران تا همیشه نمی توان به راه و کار ادامه داد. به نظرم باید مسئولین منطقه فکری برای این مشکل مردم بکنند. آقای استاندار شما فکری برای این مردم بکنید.چون این روش برخورد با مردم نیست. آقای مدیر کل منابع طبیعی استان! آیا صرفاً وظیفه شما و همکاران تان همین است که با مردم چنین بکنید؟ به راستی تاوان از بین رفتن جنگل های منطقه را که علتش بی مبالاتی برخی همکاران شما در طول سال های سال است، چه کسی باید به دنیا بدهد. آخر جنگل های تالش را کارشناسان نعمت بزرگی برای نسل بشر در قرن حاضر می دانند. این است روش اتخاذی شما برای حفاظت از جنگل؟ آیا همان فرد زیان دیده دو فردای دیگر به جان جنگل نخواهد افتاد که زیان خود را جبران نماید؟ آیا به راستی هیچ راه حلی دیگری برای این کار وجود ندارد که شما و همکاران تان فقط و فقط به فکر تخریب ساختمان های چوبی مردم می افتید؟ آیا به راستی عاملان تخریب جنگل ها و مراتع همین چند هزار خانوار خوش نشین مناطق ییلاقی ست؟ آیا ...؟ آیا ...؟ آقای نماینده محترم مردم تالش، شما چه کاری برای این مشکل خواهید کرد؟ چه کار تا به حال کرده اید؟ مگر نمی دانید که رفتن به ییلاقات از صد ها سال پیش تا حال بخشی از فرهنگ و روش زندگی ما تالش هاست؟ برای انعکاس این مشکل مردم به مقامات بالاتر چه کار کرده اید؟ چرا درد این مردم را به مقامات بالاتر منعکس نمی کنید؟چرا هیچ راه حلی را پیشنهاد نمی کنید؟ مگر یک خانواده چهار نفری که برای سوخت خود از نفت و بخاری نفتی استفاده می کند تا چه اندازه به جنگل های منطقه زیان وارد می کند؟ آیا به اندازه یک درصددرختانی که در طول سالیان سال به صورت قاچاق از جنگل های منطقه قطع شده اند، خسارت به طبیعت وارد خواهد کرد؟ آیا به اندازه یک هزارم ضربات جبران ناپذیری که از طریق روش های غلط بهره برداری از جنگل های منطقه توسط شرکت های متعدد بهره بردار به جنگل وارد می شود ، توسط این افراد به جنگل ها وارد می شود؟ آیا نمی توان با مشخص کردن محدوده ای برای بومیان منطقه جهت ساخت و ساز در آنجا ، آن ها را به حفظ و حراست از عرصه های طبیعی تشویق کرد؟ آیا نمی توان با فرهنگ سازی برای مردم آنان را به ارزش درختان و مراتع در زندگی همه انسان ها آشنا ساخت تا خودشان برای حفظ آن ها بکوشند؟ آیا می دانید که این روش در پیش گرفته شده به هیچ وجه نمی تواند جواب و نتیجه درستی بدهد. جز این که اهالی را ناراحت کرده و سبب تخریب بیشتر جنگل و از بین بردن آن خواهد شد؟ آیا ...؟ آیا ...؟ و ... به راستی این مردم که می خواهند برای چند روز و یا حداکثر چند ماه از زندگی روزمره و خسته کننده فعلی فرار کنند و به طبیعت زیبای اطراف شان پناه ببرند (همان جایی که در فرهنگ ما تالش ها به بهشت تشبیه می شود)، مستحق چنین برخوردی اند؟ این است ارزش مردمی که آن ها را همیشه در صحنه می خوانید و می خواهید؟ به راستی آیا مردم ما از مردم کشورهایی که برای شان بیمارستان و ... می سازید هم کم ارزش ترند که نباید در سرزمین خودشان راحت زندگی کنند؟ واقعاً اندکی در این باره بیندیشید. وقتی پدری از غذا و پوشاک و ... زن و فرزند خود می زند که برای شان در ییلاق آلونکی بسازد ، تا آن ها را برای در امان ماندن از بیماری های متعدد مناطق جلگه ای گیلان در فصل تابستان به ییلاق ببرد ، باید این گونه شاهد تخریب خانه و پناهگاه و سرمایه خود باشد؟ مگر این ها ایرانی نیستند؟ از طرفی اگر قرار باشد خانه های ساخته شده در ییلاقات منطقه تخریب شوند، چرا همه شان تخریب نمی شوند؟ چرا آن هایی که مال افراد غیر بومی منطقه اند تخریب نمی شوند؟ چرا آن هایی که مال پولدارا هاست و مال پارتی دارهاست ، تخریب نمی شوند؟ چرا...؟ چرا...؟ واقعاً از این کارها هیچ نتیجه ای نمی توان گرفت جز این که انجام این کارها به قصد حفاظت از عرصه های طبیعی نیست؛ بلکه نوعی مبارزه برای حذف فرهنگ تالشان در منطقه است که در پس پرده آن باید به جستجوی دستانی پرداخت که تا به حال هویت شان مشخص نشده است. و شکی نیست که ما تالشان و فرزندان و نسل های بعدی مان در دادگاه تاریخ همه آنانی را که برای حذف فرهنگ شان از صحنه روزگار کوشیدند و عامل آن بوده اند ، محاکمه و محکوم خواهیم کرد.

نوشته شده توسط شهرام آزموده در 0:30 |  لینک ثابت   •