چهارشنبه بیستم شهریور 1387
نامواژه اردبیل
درباره نامواژه اَردَبیل
از مدتی پیش در سایت تالشان به نشانی www.taleshan.com با مدیریت آقای عبدلی مطلبی درباره وجه تسمیه اردبیل قرار داده شده است. یکی از فعالان فرهنگی تالش یعنی جناب آقای نجات شبانی نیز درباره آن نظری ارائه داده اند که مدیر سایت نیز آن را در ادامه مطلب اول آورده اند. بد ندیدم نظر خود را که سال ها پیش به صورت چرکنویس آماده کرده بودم ، به صورت خلاصه در این پایگاه بیاورم تا شاید مفید فایده باشد. البته این متن را برای آقای عبدلی نیز ارسال کرده ام تا در سایت شان منتشر کنند که مرحمت کرده و در سایت شان آورده اند.
****************
درباره وجه تسمیه اردبیل در برخی آثار مطالبی ذکر شده است که در بیشتر آن ها به لغاتی از زبان های باستانی ایرانی و ... استناد شده است. اما آن چه که در این میان بدان توجهی نشده است زبانی ست که ساکنان اردبیل قدیم بدان سخن می گفتند. در برخی منابع نام اردبیل را شکل تغییر یافته آرتا ویل ārtāvil و به معنای شهر مقدس ذکر کرده اند.اما این که این نام تا چه حدی بتواند بیانگر شکل درست و معنای واقعی نامواژه اردبیل باشد نمی توانم نظر خاصی بدهم. اما از آن جا که خود از سال ها پیش یقین یافته ام که نامواژه اردبیل دارای معنای تالشی ست ، بارها در نوشته ها و بحث هایم به این موضوع اشاره کرده ام. اما با عنایت به این که اینک در این سایت(سایت تالشان مورد نظر است) به بحث درباره وجه تسمیه و معنای اردبیل پرداخته شده، تصمیم گرفتم نظر خود را درباره این واژه بنویسم تا شاید بتواند در یافتن معنای واقعی نامواژه اردبیل کمک نماید. از آن جا که اردبیل از گذشته های دور جزو حوزه فرهنگی قوم تالش بوده و اینک نیز بسیاری از تالش زبانان در آن ساکن هستند و نام های دیگری نیز در آن جا هستند که تالشی اند به نظر می رسد باید در میان لغات تالشی به دنبال معنای اردبیل بود. همان طور که نام کوه سبلان (سَه saیعنی سر +وَva یعنی برف = لون lun یعنی لانه )و سرعین (سَرینsarin یعنی خُنک)و... تالشی ست ، می توان به این نکته توجه نمود که این نام نیز یک نامواژه تالشی ست. چند سال پیش (حدود سال1377 خورشیدی) برای اولین بار گذرم به اردبیل افتاد. پیش از ورود به اردبیل بارها درباره نام آن فکر کرده بودم و در ذهن خود پیش از آن که آن جا را دیده باشم، به نتایجی رسیده بودم. وقتی هم که به آن جا رسیدم متوجه شدم شکل ظاهری و جغرافیایی منطقه اردبیل درست با آن چه که به عنوان معنای نام اردبیل بدان رسیده بودم، تطابق دارد که در ادامه به بحث درباره آن می پردازم.
اردبیل از دو بخش ارد ard و بیلbil تشکیل شده است.(1) درباره واژه ارد که نامواژه اردَهarda (نام یکی از مناطق ییلاقی شهرستان رضوانشهر در تالش بزرگ)نیز از آن گرفته شده در یکی از نشریات تالش طی مقاله ای توضیح داده ام و در آن به بیش از چندین معنی درباره آن اشاره کرده ام،که از جمله آن ها می توان به مقدس ، قانون و... اشاره کرد. این که واژه ارد به چه معناست تا حدود زیادی مشخص است. اما واژه بیل. در هیچ یک از زبان های ایرانی موجود در منطقه غیر از تالشی ندیده و نشنیده ام(تا جایی که من اطلاع دارم) که واژه بیل دارای معنای خاصی باشد. اما در تالشی دارای سه معناست. دو معنای آن هنوز هم در ذهن خیلی از تالشان و از جمله اسالمی ها باقی مانده است. همچنین جز در مناطقی که محل سکونت تالشان بوده ،کم تر دیده و شنیده ام که واژه بیل در نام های اماکن وجود داشته باشد. در زیر به سه معنای واژه بیل می پردازم.
1ـ در تالشی اسالمی بیلbil به معنای عمیق و ژرف است که در واقع صفت می باشد. مثلاً می گویند اَ جگا بیلَه.a jƏgā bila یعنی آن جا عمیق است. که واژه دَرینdarin هم با آن معادل می باشد.
2ـ برخی از قسمت های رودخانه هم که نسبت به سایر جاها عمیق تر است نیز بیل bil نامیده می شوند که در این حالت به جای صفت به صورت اسم به کاربرده می شود. در بسیاری از رودخانه های منطقه نیز این بیل ها که محل شنای بچه ها بوده و هست دارای نام خاص خود بوده اند . مثلاً رضا بیل rƏzā bil یا ملالَه بیل mƏlāla bil و ...
3ـ معنای سوم این واژه را باید از میان نام های متعددی که در منطقه وجود دارند ، جستجو کرد. نام هایی چون اردبیل ardabil که از دو واژه ارد و بیل تشکیل شده است. ـ بیلی bili (نام یکی از آبادی های ییلاقی درمنطقه ناوnāv اسالم و نام جایی در اطراف روستای ییلاقی اَلَّدی alladi اسالم) که از دو قسمت «بیل» و «ی» تشکیل شده که «ی» برای تصغیر به کار برده شده و به معنای کوچک می باشد.پس بیلی یعنی بیل کوچک. سییابیلsiyābil (نام یکی از روستای اسالم ، همچنین نام روستایی در خوشابر) که از دو قسمت سییا siyā (به ظاهر و با توجه به تلفظ امروزی ) و بیل bil تشکیل شده است و با عنایت به این که نمی دانیم سییا در این نام شکل تغییر یافته چه واژه ای ست مجبوریم معنای نام سییا بیل را بیل سیاه در نظر بگیریم. البته با احتیاط بسیار زیاد. و... با دقت در شکل ظاهری مناطقی که واژه بیلbil در نام شان وجود دارد ، می توان به یک وجه اشتراک پی برد. آن هم این که همه این اماکن زمین های هموار یا نسبتاً همواری هستند که اطراف شان را کوه فرا گرفته است . با عنایت به چنین حالتی هیچ معنایی در زبان فارسی و علم جغرافیا برای چنین مکان هایی جز واژه «دشت» نمی توان یافت. پس یکی از معانی واژه بیل در زبان تالشی « دشت» می باشد. من یقین دارم که واژه بیل در نام های سییابیل ، اردبیل و بیلی به معنای دشت می باشد. حال اگر بپذیریم که بیل در زبان تالشی به معنای دشت می باشد می توان گفت که سییابیل یعنی دشت سیاه( درباره سییا در این نام فقط معنای ظاهری اش را در نظر گرفته ام و با تردید فراوان نوشته ام و معتقدم در اصل نام آن جا س اَ بیل sƏ a bil یعنی دشت پر سنگ یا دشت سنگی می باشد.) بیلی هم به معنای دشت کوچک و اردبیل نیز به معنای دشتِ ارد ard ( که دارای معانی متعددی ست) می باشد. و به نظرم تنها معنای ارد که با بیل در واژه اردبیل می تواند درست باشد معنای مقدس و یا بزرگ می باشد. چرا که دشت بزرگ اردبیل در نزدیکی کوه سبلان قرار داشته و برای ایرانیان باستان جای مقدس و مورد احترامی بوده است. البته هدف این نوشته بحث درباره واژه بیل بوده نه ارد. لذا درباره این که ارد در نام اردبیل به چه معناست باید به تحقیقی دیگر سپرده شود .
البته نام ها دیگری هم هستند که واژه بیل را می توان در آن ها دید. مثل بیلنَی bilnay (نام یکی از آبادی های ییلاقی درمنطقه ناو اسالم) که در اصل بیلی نَی bili nay و به معنای جلوی بیلیbili بوده که به مرور زمان به صورت بیلنَی درآمده است. و چون در قسمت جلوی بیلی قرار دارد به این نام نامیده شده است. بیلگا bilgā (نام یکی از آبادی های ییلاقی در منطقه کرگانرود تالش ) که از دو واژه بیل bil و گا gā تشکیل شده که بیل یکی از معانی بیل را دارد و چون آن جا را ندیده ام نمی توانم بگویم که کدام معنای بیل درباره اش صدق می کند. بیلگا دول bilgādul که به معنای قسمت های عمیق تر و ته دره بیلگا bilgā می باشد. یعنی دولِ بیلگا. البته در نام بیلbil که به صورت اختصای برای قسمت های عمیق رودخانه استفاده می شود نیز باید گفت که به جاهایی بیل گفته می شود که اطرافش بلند است و وسطش گود و در واقع به نوعی هموار است و این نیز خود به نوعی حالت «دشت» در زیر آب است.
نکته آخر این که همانطور که پیش تر خواندید، من پیش از آن که به اردبیل بروم آن جا را با توجه به نامواژه های مشابه اش یعنی سییابیل و بیلی یک «دشت» تصور می کردم و با دیدن آن جا پی بردم که کاملاً درست تصور می کردم و این نشان دهنده این است که نام آن جا به زبان تالشی ست و آن جا از گذشته های دور همانند امروز بخشی از حوزه فرهنگی قوم و تمدن تالش بوده است. اگر چه امروزه زبان اهالی شهر و استان اردبیل ترکی شده است ، اما هنوز فراوان اند تالشانی که در آن جا زندگی می کنند. مثل اهالی نمین و عنبران و ده ها روستای مختلف در آن استان وجود دارد. جالب تر این که در میان واژه های ترکی اهالی آن جا هنوز هم خیلی از کلمات زبان تالشی کاربرد دارند که دکتر احسان شفیقی طی مقاله ای در چندسال پیش بدان پرداخته و به یکی از همایش های مربوط به تالش ارائه داده بودند.
***************
پی نوشت:
1ـ البته با دقت بیشتر می توان گفت که این نام از سه بخش تشکیل شده است. ارد + ـَ+بیل ard+a+bil که چون هدف این نوشته بحث درباره دو کلمه ارد و بیل بوده بدان اشاره نشده است که بحث درباره آن نیز به تالشی بودن این نام کمک می کند. چرا که وجود ـَ همانند َـ در« دوزَدارduzadar» یعنی (درختِ سرراست)مانند ـِ در «درختِ سرراست» عمل می کند که این از نشانه های منحصر به فرد دستور زبان تالشی ست.
دوشنبه هجدهم شهریور 1387
رمضان در تالش
رمضان در تالش
(بخشی از فرهنگ عامه تالشان)
در زبان تالشی روزه را « روجَه ryja » و «روزَه ruza» می گویند. ماه رمضان را نیز « روجَه ما ruja mā » و «روزَه ما ruza mā » می گویند. سحری را « سوکَه خونَه suka xUna» و «پَشَه سور pašasur» می گویند. سوکَه خونَه از سوکَه خون sukaxun یعنی خروس خوان گرفته شده است. پَشَه سور pašasur نیز به احتمال زیاد پس از سور باشد. سور sur در تالشی به معنای شام ( غذایی که شب هنگام صرف می شود) است. افطار را نیز «ایفطار Əiftār »می گویند.در گذشته ها که ساعت نبوده،هنگام سحر مردم با رفتن به حیاط همسایه ها و صدا زدن افراد خانواده ، آن ها از خواب بیدار می کردند. یا گاه افرادی به مسجد محله رفته و یا در حیاط خانه خود به مناجات می پرداخت تا با همسایه ها با شنیدن صدای او بیدار شوند. امروزه که امکانات متعددی چون ساعت و تلویزیون و تلفن و تلفن همراه وجود دارد،برای بیدار کردن همسایگانی که بیدار نشده اند از تلفن و تلفن همراه استفاده می کنند. در گذشته ها همسایگان وقتی برای افطار و سحری غذایی می پختند به همسایگان نزدیک هم می دادند. البته این رسم هنوز هم در روستاهای منطقه دیده می شود.
در روستاهای اطراف دهستان خاله سرا در بخش اسالم شهرستان تالش از جمله روستای وزمَه بجار vƏzmabƏjārزنان برای روز عید فطر اغلب به پختن شیرینی های محلی چون شیرنی širni (حلوا) و تاستَرَه tāstara می پردازند. مردم در مساجد جمع می شوند و پس از خواندن نماز عید فطرزنان خانواار هر کدام با قرار دادن مقداری از شیرینی ها پخته شده و نان و پنیر و سبزی و خرما و مربا و عسل و ...( هرکس بنا به سلیقه و آن چه که در خانه دارد) در یک سینی بزرگ (مژمَهmƏžma ـ مجمع) آن را به مسجد می برد تا مردم پس از خواندن نماز به خوردن آن ها مشغول شوند. اغلب از هر خانواده یک سینی به مسجد می رود. پس از خواندن نماز مردم همه با هم روبوسی می کنند و با گفتن عیدرون مبارک - نماز و روجَه رون قبولnƏmāz u rujarun qabul ƏidƏrun mƏbārak -. یعنی عیدتان مبارک و نماز و روزه تان قبول باشد ؛ فرا رسیدن عید فطر را به همدیگر تبریک می گویند و برای قبولی طاعات همدیگر دعا می کنند. اگر کسی با کسی قهر باشد دیگران سعی در آشتی دادن شان می کنند و حتی در مسجد هم ممکن است آن افراد اگر به هم بربخورند با هم روبوسی کنند بی آن که کسی به آن ها بگویند.پس از پایان خواندن نماز عید فطر و خوردن غذا به دادننمازَه پول nƏmāza pul یعنی پول نماز می پردازند. پول نماز پولی ست که بخشی یا همه آن را به پیش نماز که اغلب ماه رمضان را با برگزاری نماز جماعت در مسجد و سخنرانی و ... با روزه داران همراه بوده ، داده می شود. حتی اگر در طول ماه رمضان هم نماز جماعت و ... برگزار نشده باشد، پول نماز از مردم گرفته می شود و به پیش نماز نماز عید فطر داده می شود. پس از انجام مراسم مربوط به روز عید فطر در مسجد مردم به خانه افرادی که در آن سال یکی از اعضای خانواده را از دست داده اند ، می روند و دوباره به آن ها تسلیت می گویند و از طرفی فرا رسیدن عید فطر را به آن ها تبریک می گویند و برای قبولی طاعات شان دعا می کنند و با ذکر خاطراتی از متوفی یادش را گرامی می دارند. پس از رفتن به خانه متوفایان هر کس بر سر قبر درگذشتگان خود همچون پدر ف مادر ، مادربزرگ و پدربزرگ و .... می رود و فاتحه خوانی می کند. البته فاتحه خوانی بر سر قبور دیگران هم کاری ست که خیلی ها انجام می دهند. سپس همه به خانه خود می روند. دادن فطرَهfƏtra یعنی فطریه هم کاری ست که معمولاً قبل از فرارسیدن روز عید فطر انجام می دهند. معمولاً شامل برنج م پول است. درباره روزها و شب های قدر هم نظرات مثبت و ویژه ای دارند و آن را دارای احترام خاصی می دانند. از جمله معتقدند در شب قدر همه موجودات و از جمله درختان هم سر بر سجده می گذارند. می گویند هر کس موفق شود و بتواند شب قدر را ببیند هر دعایی که بکند مستجاب می شود.
در منطقه ناو و به طور کل در دهستانی که امروزه به خرجگیل xarjagil معروف است مردم در روز عید فطر گذشته از انجام اعمالی که در بالا ذکر شد، به صورت گروهی به خانه همسایگان و بستگان می روند و حتی برخی ها لباس نو هم می خرند. در خرجگیل به عید فطر بیش از عید نوروز اهمیت می دهند. اما در سایر مناطق چنین نیست.
در گذشته ها برای این که بدانند ماه اول ماه رمضان چند روزه است غروب هنگام با قرار دادن یک تکه پارچه حریر که بدان حَریَلharyal می گویند در جلوی چشمان خود به ماه نگاه می کنند. در پشت این پارچه ماه هر چند لایه که دیده شد، هر لایه اش را نشان از یک روز می دانند.
رمضان در فرهنگ عامه مردم نیز منطقه وارد شده است. از جمله در چیستانی که در زیر آورده شده است ، می توان نمونه آن را دید.
داری دَرِه چَمَه سرا کا
بَش و خالش هَمَه سرا کا
سالی بواَردی سی گلَه میوَه
نییَب هردِ به کا ای گلَه میوَه
ترجمه:
درختی در حیاط ما هست
شاخه هایش در همه حیاط ها هست
سالی سی تا میوه می آورد
نمی شود حتی یک میوه اش را هم خورد
جواب: روجَه ما ruja mā (ماه رمضان)
آن چه در بالا ذکر شد بخشی از فرهنگ تالشان درباره رمضان بود. امیدوارم شما دوستان نیز نیز با نوشتن نظرات خود به ثبت بخش های دیگری از فرهنگ تالشان در این باره بپردازید .

